دل نوشته



رنگ دلم

از رنگ دلم نپرس

نمیدانم

از کوچه و شهر نپرس

نمیدانم

از راه و بی راهه بپرس

از عاشق بیچاره بپرس

گر از منت روزگار نیز بگذریم

سخن عزرائیل خوش تر است

 

۱۳٩٠/۱۱/۱٠  ???? رضا  |  ???? ??? ?????? ()

 

بازیچه!!!!!!!!!!بازیچه!!!!!!!!!!!بازیچه

ذهنم خستس

کلمه ها شکستن

همه چیز یه بازیه

رنگ چشمم سیاه شده

دیده ام یخ زده برکاغذ

چه خروشی برپاست

دعوای خودکار ها را ببین

نخند

نخند

قلب شونو نشکن

بذار به شماها بگم

اره میگم

شما بازیچه ورق شدید

از خونتون کلمه  رو میسازه

کلمه

میرقصه

و

میرقصه

مست شده

روان به دنبال دیدگان من میگرده

دستی پشت پرده اس

همه جا الوده اس

برم تا دیدگانم

مدهوش کلمه

سست ذهن نشده

اره

برم

برم

تا

دیر

نشده

ر   .   ف   .     ت   .   م                                        ر    .   ف   .    ت   .  م

 

 

۱۳٩٠/۱٠/۸  ???? رضا  |  ???? ??? ?????? ()

 

زندگی

رسم موندن و  بلد نیستم

عاشقانه خوندن و بلدنیستم

خلاصه می گویم زندگی کردن و بلد نیستم

۱۳٩٠/۸/۱٦  ???? رضا  |  ???? ??? ?????? ()

 

اشک

من چشام به در و

تو چشات به دیگری

من اینجا دارم میمیرمو

تواز اشکام بی خبری

تو تک تک غصه هام تو رو پرپر میکنم

عکساتو دارم بااوناسرمیکنم

داره ازگونه هام اشک میریزه

اماازتو خبری نیست

باید بیام پیدات کنمو

دستامو باتو اشناکنمو

حس میکنم تنها ترینم

تو بیا کنارمن باش بهترینم

دارم از زندگی سیر میشم

بی ریا بگم دارم نابود میشم

بیاو دستامو بگیر

بانگاهت منو کن اسیر

 

..

 

 

۱۳٩٠/٧/٢٢  ???? رضا  |  ???? ??? ?????? ()

 

برو..

اهسته برو دل داره بهونه میگیره

اهسته برو عزراییل اومده

زشته که دست خالی بره

حالا که داری میری

زیر چشمی یه کم نگام کن

اصلا نمیخواد برو

برو نبینی منو

چشام پره اشک شده

غصه تو دلم یه باور شده

نه دیگه نمیخوام نگاتو بردار برو

نه دیگه نمیخوام بمونم پاتو

بسه دیگه باید برم

بسه  دیگه انتظارم

حیف اون شبایی که بافکرت سحرشد

حیف اون نامه هایی که بی جواب شد

کوچه ها خالی از عشق

عاشقا خسته از عشق

زندگی دیگه تموم کن

میخوام بمیرم باعشق

۱۳٩٠/٦/۱٥  ???? رضا  |  ???? ??? ?????? ()

 

روزه ولی تا شب بی روزه

امدم باسجاده ای از اشک وعشق

درهوای قسمت و سرنوشت

باامیال ی پست و زشت

لب را با دعا آشتی می دهم

سیرتی یکساله درخود پرورش می دهم

اکنون که درخت امید خشکیده

روبه کرم یار می کنم

دست مردم همه حیلت بود

عشق مردم همه نفرت بود

چوپان دروغگو واقعیت بود

درنگاه دوست خفت بود

در اوضاع امروز لالی حکمت بود

اصلا کی گفتهزیر گنبد کبود بجز خدا هیچکی نبود

,زیر گنبدکبود بجز ریا هیچی نبود

زاده شدیم درنگاه رمضان

میخوریم سیر بیاد رمضان

روزه ولی می مانیم بی روزه

طوفان شده در ذهن

می سوزد قلب

چه شده چرا در روز همه خفته ایم

آیا فراموش کرده ایم

قیامت خویش

پس منتظر پرکاه بمان

عشق حسین شده بهانه

دیوار کوتاهه

محرم پشت سر دختره نماز میخونه

شاید بهتر غنچه لب هیچگاه شکفته نشه

موسی به دین خودش..

ماهم همراه قوم عیسی غرق میشیم

اصلا ..

.........................................................................؟

۱۳٩٠/٥/۱٧  ???? رضا  |  ???? ??? ?????? ()

 

باید بریم

اسمون خسته

چشمای شب بسته

بارون در انتظار ناودون

غصه دار نشسته

دیدی شکسته بالم

خبر بگیر ز حالم

دیگه بس نیست

تاکی باید بسوزه

تاکی باید چشم به در بدوزه

هرکسی مجنونو خسته است

بی تابو دل شکسته است

غرورشو به بازی گرفتن

بیاد میخوایم فرار کنیم

ریشه عاشقی رو خشک بکنیم

این دنیا واسه ما جا نداره

اونا ماروشکستن

باید زودتر فرار کنیم

باید بریم یه جای دور

دورتر از گنبد کبود

...

 

۱۳٩٠/٤/۱٩  ???? رضا  |  ???? ??? ?????? ()

 

دلنوشته خودمونی

رفته رفته روی عشق

با کمی الحان زشت

می نویسم سرنوشت

سرنوشت رو کی نوشت

عاشقی رو  کی سرشت

سنگ و سبو افسانه است

لیلی با مجنون بیگانه است

دختر همسایه ما دردانه است

در نگاه پیرما

چشمچرانی ساده است

ازدید استادما نمره ها 0تا10است

20هم ارثیه ی همسر است

این همه گفتم و خویش را فراموش میکنم

تنبلی و بدگمانی  باخود هم اغوش میکنم

گر دراین اوضاع و احوال سازم تلاش

شاید توانم گیرم نمره ای بی مثال

هر چه پشم بود ما زدیم

جزراست گویم شیشه ماشین استاد سنگ زدیم

 

این دروغ مهمل است

توفان بود

خوده شیشه شکست

 

گر بلند میشوی از روی زمین

زود گویند تو مهندسی بگیر بشین

کاش گویند کارگراست

کجا مدرک نان اور است

اش کشک خالمه

اخر نصیب ما دختر خالمه

از حق نگذریم فیسم داره

کمی باهوشه دوس پسرم نداره

یکی بیاد امنیت جانی واسه ماجوربکنه

تیکه دخترارو از مادور کنه

گوشی مادست هرکه افتاده

یواشکی چشمش به مخاطباش افتاده

والله به کی قسم ماgfنداریم

خیرسرمون بچه مثبتیم

به دخترا کار نداریم

دیگه اصلا جزوه نمینویسم

تابعضیااشتباهی شمارشونو ننویسن

همه میگن یه کمی مغروری

 یکمی هم باشعوری

غرور کدومه بخدا منمو این دلنوشته ها

هرکه اومد قدمش رو چشممون

بلکه بازم بیادبه پیشمون

 

اسمون تاما رودید بازم  تپید

کاشکی باوربکنیم یه روز میشیم ناپدید

غیراستاد هموش واقعیته

ازحق نگذریم بودن عشق یه نعمته

بیاید همدیگه رو باور کنیم

یه بارم چای نخورده

خودمونو باور کنیم

 

 

 

 

 

 

۱۳٩٠/٤/۱٤  ???? رضا  |  ???? ??? ?????? ()

 

 





 

سکه(۱)
شمع(۱)
رهبر(۱)
مادر(۱)
کربلا(۱)
نوروز(۱)
عمر(۱)
بهشت(۱)
خوشبختی(۱)
شهر(۱)
برو(۱)
مجنون(۱)
بغض(۱)
بارون(۱)
شراب(۱)
وطن(۱)
دیو(۱)
پژواک(۱)
دادگاه(۱)
جزوه(۱)
بسیجی(۱)
کهکشان(۱)
اعتبار(۱)
ققنوس(۱)
بازیچه(۱)
افق(۱)
مژگان(۱)
مطرب(۱)
العفو(۱)
خرقه(۱)
رجم(۱)
تعظیم(۱)
دورویی(۱)
عارف ما(۱)
جور بتان(۱)
پاییز عشق(۱)
ریسمان افق(۱)
گریه شبانه(۱)
قدح شهادت(۱)
رنگ دلم(۱)

 

رنگ دلم
بازیچه!!!!!!!!!!بازیچه!!!!!!!!!!!بازیچه
زندگی
اشک
برو..
روزه ولی تا شب بی روزه
باید بریم
دلنوشته خودمونی
مادر
نم نم به زیر بارون

 

بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩

 

رضا

 

loo3
حمزه
نیدونم
احمد
gillar
محسن
HAMID
sadegh
ترنم باران
taranoom
اشک شیرین
مریم اسدی
دو خط موازی
امید یک نسل
مریم منصوری
دورنمایی از بـــهـــار
یه کهکشونم ولی بی ستاره
yekmishavim
ستاره خاموش
جنگجو بزرگ
هوای بارانی
نسیم شمال
coldestdark
جزیره رویا
خانه پدر
behdad
تندیس
abidel
tiktak
انسیه
واتوره
خیال
چيزهايي که هيج پيدا نميشه

 

RSS 2.0