|
درمحکمه عشق قاضی قدر ماست
ما را چه نیاز است ,وقتی عشق هدف ماست
بار دگر حق برانید
شلاق دوری حد زدانید
باشد که جای ان عشق بروید
دیده من با اشک بشوید
مهر لعن و نفرین بر من روانه کردند
تهمت و نا سزا سوی من نشانه کردند
بس است پوست ما کلفت گشته
زخم عشق دل ما سرباز کرده
ما بریده از هر دو جهانیم
تا عشق با ماست در این جهان بمانیم
سزاوارم که در آتش بسوزم
نه تهمت می زنم نه کینه توزم |