|
پیرما می میخورد و نهی می میکند
پاسبان دزد و ناله از دزد می کند
چاپلوسان دم از گفتمان می زنند
جای صداقت جیب را با رشوه پر می کنند
عارف ما راببین با خرقه اش چه می کند
مرده را در گور با زنده ها طاق می زند
شاعر ما در شعر خویش تبلیغ می کند
جای احساس پول جارو می کند
در ده ما جای فلوکس قورباغه عرضه می کنند
عشاق این روزها با عشق دام پهن می کنند
بیچاره معشوقه هاراسیاه بخت می کنند
ای خدا بازم بگم انهاچه می کنند
جوهر خودکار ما را تباه می کنند |