حکایت دارد این دشت بلا
در درونش می توان دید خون خدا
قطره ای از اشک اصغر در ان جای دارد
کی خبر از سینه پردرد ابا عبدالله دارد
مگر شادتر از این ,اکبر را کسی دیده
به والله او بر چهره شیطان خندیده
بوی عطر غلام در هوا پیچیده
انگار روح تازه ای در او شد دمیده
قصه نخور عمه
فردا روم به میدان
باشد که عمویم باشد سرفراز در راه قرآن
ما شیفته شهادت در راه خدایم
از دشمنان نترسیم چون با خدایم
روزی شود محشر
وای از ان روز؛ الله اکبر
دشمنان اسلام
با ناله ای سخت فریاد برارند, العف
اشک در چشمانم
ناله می کند
در محرم هوای عباس می کند
فدای دستانت علمدار
ما را از گزند دشمنان سالم بدار
جوی خون در نینوا جاری شده
مرثیه بانو شیوا شده
پیچیده در عالم نوای هل من
خدایا برس به دادم شاید شوم من
واقعیت کربلا زیبا
گریه های ایرانیها دریا
قبول کن اقا
جان مادرت زهرا
محرم چقدر زیباست
حیف که حسین تنهاست
|